X
تبلیغات
SADRA and KIMIA - آنزیم های کبدی

SADRA and KIMIA

LABORATORY

آنزیم های کبدی

كبد Liver

بزرگترين غده بدن است و بعد از پوست بزرگترين عضو بدن است كه در زير پرده ديافراگم قرار گرفته است كبد در بسياري از اعمال متابوليكي بدن از جمله پروتئين سازي و سم زدايي شركت دارد . از ديگر اعمال سلولهاي كبدي ذخيره سازي مواد مختلفي از جمله تري گليسريد ، گليكوژن و ويتامينها مي باشد ، اعمال متابوليكي سلولهاي كبدي كه مهمترين آن گلوكونئوژنز يا تبديل چربيها و اسيد هاي آمينه به گلوكز و دآميناسيون اسيدهاي آمينه براي توليد اوره است .

آنزيمهاي پلاسما :

در پلاسما دو دسته آنزيم وجود دارد :

1. آنزيم هايي كه عمل بخصوصي را در خون به عهده دارند مانند فاكتورهاي انعقادي

2. آنزيم هايي كه در اثر ضايعات وارد به سلولها و متلاشي شدن آنها وارد خون مي شوند.

در افراد سالم فعاليت آنزيمها در پلاسما در سطح نسبتاً پائيني قرار دارد . البته سطح بعضي از آنزيمهاي پلاسما متعاقب ورزش ( CK ) و غذا خوردن ( Alp ) افزايش پيدا مي كند .

افزايش سطح آنزيمهاي پلاسما به علت تراوش غير طبيعي آنها از سلولها و ورودشان به جريان خون به يكي از حالات زير بستگي دارد :

1-  نكروز يا ضايعات شديد سلولي كه بيشتر در اثر نرسيدن خون به سلول يا مواد سمي ايجاد مي شود كه اين آنزيمها جزو آنزيمهاي سيتوپلاسم سلول هستند .

2-  افزايش تكثير سلولي : اين حالت در بيماري نئوپلاستيك يا مواردي كه فعاليت استئوبلاست ها افزايش مي يابد اتفاق مي افتد .

3- افزايش غلظت آنزيم در داخل سلول : كه در برخي بيماريها يا مصرف بعضي از داروها اتفاق مي افتد مانند گاما گلوتاميل ترانسفراز

4-  انسداد مجاري صفراوي : مانند افزايش فعاليت آنزيم الكالن فسفاتاز

آنزيمهاي كبدي

اولين گام در تشخيص آسيب كبدي انجام آزمايش ساده خون است كه حضور آنزيمهاي خاص از نشان ميدهد .

تحت شرايط عادي اين آنزيمها درون سلولهاي كبدي وجود دارند اما زماني كه كبدي آسيب مي بيند اين آنزيمها وارد جريان خون مي شوند . حساسترين و پر مصرف ترين آنزيمهاي كبدي آمينوترانسفرازها هستند . آنها آسپارتات آمينوترانسفراز SGOT يا AST و آلانين آمينوترانسفراز SGPT يا ALT هستند .

آمينوترانسفرازها چه هستند ؟

آمينوترانسفرازها باعث كاتاليز واكنش هاي شيميايي در سلولها مي شوند كه در آن گروه آمين از يك مولكول دهنده به مولكول گيرنده منتقل مي گردد . ويتامين6 B به صورت فسفاته در عمل به اين طبقه آنزيمها كمك مي كند . نقش اين آنزيمها تأمين اسيدهاي آمينه ضروري و نيمه ضروري براي بافت هاي بدن است .

به طور طبيعي آمينوترانسفرازها در كجا قرار دارند ؟

AST به طور طبيعي درانواع مختلف بافتها از قبيل كبد ، قلب ، ماهيچه و مغز قرار دارد  اين آنزيم در زمان آسيب به هر كدام از اين بافتها وارد خون مي شوند . به عنوان مثال ميزان غلظت سرمي آن در هنگام حمله هاي قلبي و مشكلات ماهيچه اي افزايش مي يابد .

قسمت عمده ALT برعكس AST در كبد يافت مي شود و كبد جايي است كه در بر گيرنده بيشترين غلظت اين آنزيم است . اين آنزيم در نتيجه آسيب كبدي وارد خون مي گردد .

آسپارتات آمينوترانسفراز ( AST ) يا ترانس آميناز اگزالواستيك سرم ( SGOT )

اين انزيم واكنش زير را كاتاليز ميكند .

آسپارتات + کتوگلوتارات توسط آنزیم AST طی واکنش دوطرفه به گلوتارات + اگزالواستات تبدیل می شود.

اين آنزيم در سيتوپلاسم و ميتوكندري سلولهاي بافتهاي قلب ، كبد و عضلات وجود دارد . در صورتي كه اين بافتها دچار ضايعه شوند ميزان AST سرم افزايش مي يابد . در ضايعات مزمن سلولهاي كبدي ايزوآنزيم AST كه در سيتوپلاسم و ميتوكندري وجود دارند در پلاسما افزايش مي يابند ( سيروزكبدي )

در آنفاركتوس ميوكارد فعاليت AST سرم 6-4 ساعت بعد از حمله بالا مي رود و در عرض  36 تا 24 ساعت به بالاترين حد رسيده و سپس شروع به كاهش مي كند .

در دستروفي عضلاني و بيماري هاي كليوي نيز ميزان AST سرم افزايش مي يابد .

ميزان طبیعی آنزیم آسپارتات آمینو ترانسفراز ۵ تا ۴۰ واحد در هر ليتر سرم است .

آلانين آمينوترانسفراز ( ALT ) يا ترانس آميناز پيرويك گلوتاميك سرم ( SGPT )

مانند آنزيم AST در اكثر بافتهاي پراكنده بود ولي ميزان به مراتب از AST كمتر است . اين آنزيم در تشخيص بيماري هاي كبدي بيشتر مورد استفاده قرار مي گيرد . در هپاتيت ويروسي و يا ساير ضايعات حاد كبدي سطح آن به طور قابل ملاحظه اي بالا مي رود . در انفاركتوس ميوكارد فعاليت ALT كمي بالاتر از حد طبيعي است ولي در نارسايي قلبي افزايش قابل ملاحظه اي دارد كه ممكن است به علت تجمع خون در كبد باشد . در ارزيابي نحوه عملكرد سلولهاي كبدي آنزيم  ALTاختصاصي تر و حساستر از AST است و ميزان افزايش آن درابتداي ضايعات بيشتر از AST است .

اين انزيم واكنش زير را كاتاليز مي كند :

اگزالواستات + آلانین توسط آنزیم ALT طی یک واکنش دو طرفه به گلوتامات+ پیروات تبدیل می شود.

ميزان طبيعي آنزیم آلانین آمینو ترنسفراز ۷ تا ۶۵ واحد در هر ليتر سرم است

چه بيماري هاي كبدي باعث ايجاد ميزان غير طبيعي آمينوترانسفرازها مي شوند ؟

 بالاترين ميزان ALTو AST به علت مرگ گسترده سلولهاي كبدي ( نكروز گسترده كبد ) ايجاد مي گردد . اين حالت در شرايطي مانند : هپاتيت A ويروسي حاد يا B و آسيب كبدي مشخص بر اثر سميت ناشي از دوز بيش از حد استامينوفن ايجاد مي شود . افزايش خفيف تا متوسط در كبد چرب ديده مي شود كه دلايل ايجاد كبد چرب ، مصرف الكل ، ديابت ، مليتوس و چاقي مي باشد

نادر ترين دلايل ايجاد غير طبيعي انزيمهاي كبدي شامل هپاتيت B مزمن ، هماتوكروماتوزيس ، بيماري ويلسون ، كمبود Alpha / Antitripsin ، بيماري سيلياك ، بيماري كرون ، كوليت الستراتیو  و التهاب هپاتيت اتوايميون است .

چه داروهايي كه باعث ايجاد سطح غير طبيعي آمينوترانسفرازها مي گردند؟

-داروهايي كه براي كاهش درد استفاده مي شوند مانند آسپرين ، استامينوفن ، ايبوپروفن ، ناپروكسن ، ديكلوفناك و فنيل بوتازون

- داروهاي ضد صرع شامل فني توئين، الرپروئيك اسيد ، كاربامازبين ، فنوباربيتال

- آنتي بيوتيك هايي مانند تتراسايكلين ها ، سولفاناميدها ، ايزونيازيد ، سولفامتوكسازول ، تري متوپريم

-داروهاي پائين آورنده كلسترول شامل استاتين ها و نياسين

-داروهاي ضد افسردگي شامل سه حلقه اي ها

سطح غير طبيعي ايجاد شده آنزيم هاي كبدي معمولاً هفته ها تا ماهها پس از قطع دارو به حالت طبيعي باز مي گردد .

الكالن فسفاتاز Alkalin Phosphates

الكالن فسفاتازها به آن دسته از فسفاتازها اطلاق مي شود كه در pH قليايي (5/10-9 ) فعاليت مي كنند  اين در بافتهاي مختلف وجود داشته كه هر بافتي داراي ايزو آنزيم مخصوص به خود است .

الكالن فسفاتاز باعث هيروليز فنيل فسفات شده و آنرا به فنل ويون فسفات تبديل مي كند.

PNP توسط آنزیم ALK.ph در   ۵/pH =۱۰  و یک واکنش دو طرفه به PNK+P تبدیل می شود.                                                                                                                             

ايزو آنزيمهاي اين انزيم در استخوان ، جفت و روده ها وجود دارد . با تعيين فعاليت ايزو آنزيمهاي مربوط در اين بافتها مي توان منشأ ضايعه را مشخص كرد . اين انزيم در غشاء سلول وجود دارد و به نظر مي رسد در عمل تبديل غشاء سلولي دخالت دارد . علاوه بر الكتروفورز از روشهاي ديگري نيز در تشخيص ايزوآنزيمهاي الكالن فسفاتاز استفاده مي شود .

الكالن فسفاتاز روده اي در مقابل ال – فنیل – آلانين حساس است و ايزوآنزيم جفتي در برابر حرارت پايدار مي باشد . مجاورت سرم با جوانه گندم يا نور آمينداز باعث جداشدن الكالن فسفاتاز استخواني از كبدي به روش الكتروفورز مي شود زير حركت نوع استخواني كندتر از كبدي خواهد شد .

در افراد بالغ آنزيم موجود در سرم منبع كبدي دارد  اندازه گيري اين آنزيم در بيماري هاي كبدي ، صفراوي ، و استخواني داراي اهميت است . اين انزيم براي فعاليش به یون منيزيم نياز دارد .

نمونه مورد آزمايش سرم بدون هموليز يا پلاسماي هپارينه كه در اولين فرصت جدا شده باشد .

مقادير طبيعي بزرگسالان 60تا250 U/L،افراد زير 15 سال 150تا850 U/L

تغييرات فيزيولوژيكي الكالن فسفاتاز

در كودكان فعاليت ALP پلاسما ممكن است تا سه برابر افراد بالغ بر سد كه علت فعاليت شديد استئوپلاست در مغز استخوان بوده كه به رشد استخوان ارتباط دارد .

در سه ماهه دوم و سوم حاملگي ممكن است الكالن فسفاتاز جفتي باعث افزايش سطح اين آنزيم در پلاسما شود .

مصرف لبنيات مي تواند باعث آزاد شدن ايزآنزيم الكالن فسفاتاز از سلولهاي روده اي شده كه از اين طريق وارد جريان خون شده كه در نتيجه سبب افزايش كاذب و موقت فعاليت آنزيم در پلاسما مي شود .

تغييرات پاتولوژيكي الكالن فسفاتاز پلاسما

1-در بيماريهاي كارسينوماي استخوان ، كبد ، فعاليت الكالن فسفاتاز پلاسما افزايش مي يابد .

2-بيماري هاي استخواني: از جمله بيماريهاي استخوانيDisease PageT,s هيپرپاراتيروئيديسم ، راشتيم ، استئومالاسيا و كارسينوماي همراه با متاستاز استئوبلاستيك

3- بيماريهاي كبدي ، كلستاز : اين بيماري از دو راه باعث افزايش آنزيم در پلاسما مي شود از طرفي مستند ALP كبدي را افزايش مي دهد و از طرفي ديگر باعث تراوش آن در جريان خون مي شود .

4-  كارسينوما

5- در فسفاتازي و در بعضي از بيماريهاي  مانند   نكروز كبد و در فقر روي مقدار اين آنزيم كاهش مي يابد .

گاما گلوتاميل ترانسفراز

اين آنزيم يك پيتيداز است و پيتيدها را به اسيدهاي آمينه يا مولكولهاي كوچكتر هيروليز مي نمايد ، اين آنزيم قبلاً به نام ترانس پيتيداز معروف بوده ولي امروزه به نام گاماگلوتاميل ترانسفراز معروف است

آنزيم GGT نيز مانند ALP در غشا سلولي جا داشته در جريان بيماريهاي كبد ، كيسه صفرا و پانكراس از سلولهاي اين اندامها آزادش و وارد جريان خون مي شود مقداري از اين آنزيم بصورت محلول وجود دارد .

گاماگلوتامیل پارانیتروآنیلید+ گلایسیل گلیسین توسط GGT و در ۲/pH =۸  در واکنشی دوطرفه به پارانیتروآنیلین+ گاماگلوتامیل گلایسیل گلایسین تبدیل می شود.

اهميت باليني

فعاليت آنزيم GGT منحصراً در بيماري هاي كبدي ، مجاري صفراوي و پانكراس در پلاسما افزايش يافته و در بيماريهاي نظير انفاركتورس ميوكارد نيز به علت آسيب وارده به كبد سطح اين آنزيم در كبد بالا مي رود .

با اينكه در تمام بيماريهاي كبدي اعم از بيماريهاي مزمن و حتي ميزان اين آنزيم بالاست ولي نسبت افزايش در کلستاز به مراتب بيشتر است . در بيماريهاي عفوني كبدي نيز GGT سرم افزايش مي يابد ولي در اين شرايط اندازه گيري ترانس اميناز ها حساستر و دقيق تر به شمار مي آيد .

در افرادي كه بار بيتورات مصرف مي كنند و همچنين افراد الكلي سطح GGT سرم بالاتر از حد طبيعي مي باشد كه احتمالاً به علت تحريك انزيم كبدي است .

اندازه گيري ميزان فعاليت GGT پلاسما احتمالاً حساسترين تست در ارزيابي بيماريهاي كبدي بخصوص در کلستاز كبدي است . درتشخيص افتراقي بين ضايعات سلولهاي كبدي و كلستاز حساسترین تست در ارزیابی بیماریهای کبدی بخصوص در کلستاز کبدی است. لکن در تشخیص افتراقی بین ضایعات سلولهای کبدی و کلستاز حساسیت اين روش كمتر از ALP است و با توجه به اينكه سطح GGT سرم دربيماريهاي استخواني تغييري نمي يابد از اين رو مي توان با اندازه گيري فعاليتALP و GGT به منشاء بافت ضايعه دیده پی برد .

مقادير زيادي از آنزيم GGT در پروستات وجود دارد . در نتيجه فعاليت آنزيم در مردان 50 برابر زنان است و همچنين در بدخيمي هاي پروستات افزايش آنزيم مشاهده مي شود.

 

منابع :

آزمونهاي موضوعي كنكور علوم آزمايشگاهي ( بيوشيمي )

ازدكتر جمال الدين گهر نژاد و بهنام قلعه نويي

بيوشيمي باليني         امير هوشنگ رسولي     

  

نوشته شده توسط : خانم مریم قنبری( کارشناس علوم آزمایشگاهی)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 17:21  توسط   |